محمد مهدى ملايرى

216

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اسلامى بدان پايه رسيده است كه بعضى از محققان معاصر عرب شخصيت او را در ادبيات عربى پس از امام على بن ابيطالب بزرگترين شخصيت دانسته‌اند . « 1 » اين شهرت بدون شك انعكاسى است از مقامى كه اين پادشاه در ادبيات پهلوى داشته و در اثر ترجمهء كتب و رسائلى كه در آن زبان به نام اين شاه وجود داشته به زبان و ادبيات عربى نيز سرايت كرده است . و اما علت اين‌كه در ادبيات پهلوى خسرو انوشروان را چنين نام نيك و آوازهء بلندى بوده اين است كه وى يكى از پادشاهان بسيار معدودى است كه تمام طبقات مردم از سلطنت وى خوشنود بوده او را به نيكى ستوده و به خير و خوبى ياد كرده‌اند ، زيرا كارهاى بزرگ او در همهء طبقات اجتماع ايران اثر نيك داشته است ؛ وى در جنگهاى با روم بيشتر فاتح بوده و پيروزيهاى بزرگى در برابر آن دولت به دست آورده است ، و اين امر او را در ديدهء كسانى كه بزرگى را در كشورستانى و جنگ و پيروزى مىدانند پادشاهى بزرگ و ارجمند ساخته بود ، و در اثر اصلاحات مالياتى و تغيير روش آن از تقسيم محصوص به ماليات مقطوع هرچند به عقيدهء استاد كريستن سن اين امر بيشتر به نفع خزانهء دولت بوده ولى چون در تعيين تكليف كشاورزان و رهايى آنها از دست مأموران دولت اثر زياد داشته بدين جهت اين اصلاحات هم با رضايت و خوشنودى طبقهء زمين‌داران و برزگران و كشاورزان روبه‌رو شده است . تار و مار كردن طرفداران دين مزدك كه نوعى مذهب اشتراكى بوده و پيشرفت آنها در زمان قباد طبقهء ثروتمند مملكت و موبدان را سخت به هراس انداخته بود اين دو طبقه را هم راضى و خوشنود ساخت ، و چون خود او نيز چنان كه از آثار فرهنگى آن دوره برمىآيد ظاهرا مردى روشن‌فكر و دانش‌دوست و بىتعصب بوده ؛ مىتوان حدس زد كه در دورهء او آزادفكران و مردم صاحب انديشه نيز تا اندازه‌اى احساس آرامش مىكرده و از گزند موبدان متعصب و زورگويان بىخرد تا حدى در امان بوده و لااقل مىتوانسته‌اند مانند برزويهء طبيب آنچه را مىانديشده‌اند به طريقى اظهار دارند ، از اين‌رو آنان نيز دوران او را براى خود

--> ( 1 ) . دكتر عبد الرحمن بدوى در مقدمه « الحكمة الخالدة » ، ص 38 .